Friday, November 26, 2010

Buy or Lease, which to decide, Dec 2009

اجـــــاره یا خـــــــــرید

(Buy or Lease)

December, 2009

شکی ندارم که تمام شما خوانندگان گرامی با دو واژه (Buy or Lease) آشنا هستید و کم و بیش به تناسب تجربه های گذشته و حال خود به نوعی تصمیم به انتخاب یکی از این دو گرفته اید. اما صرف نظر از محاسبات عددی و تجزیه و تحلیل های کمی، یک اصل کلی در هنگام اتخاذ تصمیم همواره می باید مد نظر باشد.

آن دارائی که در گذر زمان مستهلک و منسوخ می شود و از ارزش آن کاسته میشود را می باید اجاره نمود، و آن دارایی که در گذرزمان بر ارزشش افزوده میشود رامی باید خرید. این اصل ملاک تصمیم در دنیای امروز غرب است که در آن سرعت تغییر در تجهیزات تکنولژیکی سرسام آور است.

اجازه دهید کمی بیشتر در خصوص اجاره (Lease) صحبت شود تا زوایا و جزئیات آن بیشتر مشهود گردد.

از نیمه دوم قرن بیستم و بتدریح که بازار معاملات اعتباری گسترش یافت، واحدهای تجاری و اهل بازار آزاد برای تهیه تجهیزات خود از روش سنتّی خرید اجتناب نموده و شروع به استفاده از اجاره (Lease) نمودند. زیرا سرعت رشد تکنولژی به شکلی بود که تجهیزات آنان به سرعت منسوخ می شد و خلاصی از این تجهیزات و نوسازی آنها بسیار هزینه زا بود. اما اجاره تجهیزات کم هزینه تر بوده، نقدینگی شرکت را افزایش می داد و مزایای مالیاتی بهتری را شامل میشد.

امروز همه گونه تجهیزات از قبیل ابزار و ماشین آلات ساختمانی و صنعتی، دستگاه های زیراکس و کپی ، کامپیوتر، مبلمان های اداری، تجهیزات تولیدی ، طبی و آزمایشگاهی و حتی بسیاری ازنرم افزارهای معتبر قابل اجاره می باشند. مدیران، دستگاه های تجاری با این اعتقاد که خرید و تملک "دارایی ها و تجهیزات قابل استهلاک" دارای سود اقتصادی نیستند، نسبت به اجاره بلند مدت آنها اقدام می کنند تا بتوانند در هنگام ظهور تجهیزات مدرن تر با هزینه و سرعت خوبی خودشان را به روز نگهداشته و در بازار پر رقابت اقتصاد آزاد قدرت مانور داشته باشند.

از نظر مدیران حرفه ای استفاده موثر از وجوه نقد و اهرمهای بدهی در بازار، شرط اساسی موقعیت هر سازمانی است. هزینه اجاره تجهیرات به عنوان رقمی مشخص، نقش زیادی در دقت پیش بینی هزینه کل دارد. از طرف دیگر پرداخت این اجاره طی زمان به موازات استفاده از تجهیزات که طبعا درجهت تولید و خدمات استفاده می شوند، جریان منظمی از ورود و خروج نقدی به سیستم را تضمین می کند.

هر واحد اقتصادی صرف نظر انکه یک شخص و یا یک سازمان باشد، تمایل به حفظ سرمایه در سرلوحه کار اوست و سود اقتصادی نیز ثمره سرمایه او خواهد بود. اگر تجهیزاتی را خریداری نماییم که به مرور زمان مستهلک شده و یا منسوخ و از مد افتاده بشوند، در واقع سرمایه خود را از دست داده ایم، لذا برای داشتن چنین تجهیزات و یا ابزار و دارایی های استهلاک پذیر بجای خرید موکدا توصیه میشود که از اجاره (Lease) استفاده شود تا دچار استهلاک زود رس سرمایه نشویم.

استفاده از اجاره (Lease)به جای خرید(Buy) محدودیت های بودجه بندی سالیانه را تعادل می بخشد. مدیران در قبال پیش بینی هزینه و درآمد محدویت کمتری دارند، زیرا جریان خروج نقدی از شرکت بتدریج انجام میشود و به طور همزمان پیش بینی در آمد تدریجی نیز عملی تراست.

از آنجا که استفاده از اجاره (Lease) به جای خرید (Buy)در چند دهه گذشته رونق گرفته است، لذا این صنعت هنوز به شبکه های مالی بزرگتر متصل نشده و لذا استفاده از اجاره تجهیزات در پرونده اعتباراشخاص حقیقی، حقوقی درج نمی شود و توان شرکت را در استفاده از خطوط اعتباری بانکی او کاهش نمی دهد.

به بیان دیگر می توان تجهیزات مورد نیاز را از طریق اجاره تهیه و خط اعتبار بانکی را نیز حفظ نمود به نوعی که اجاره تجهیزات در شبکه اعتباری گزارش نشود. مزیت مهم دیگراجاره (Lease) نیز خواص مالیاتی آن است. هزینه اجاره یک خرج مالیات کاه است و در واقع تجهیزات شما در هنگام اجاره با سرعت بیشتری (Write off) می شوند، در حالیکه چنانچه تجهیزات را خریداری کرده بودیم، لازم بود بر اساس جدول مالیاتی، این هزینه مستهک شود که زمانی طولانی است.

گر چه مدیران عوامل متعددی را درتصمیم گیری خود به تناسب زمان و مکان و محیط مورد توجه قرار می د هند که ممکن است "اجاره یا خرید" را متأثر از خود سازند. اما در یک جمع بندی کلی می توان چنین نتیجه گرفت که :

« اگر هدف شرکت استفاده حداکثر از یک دارائی استهلاک پذیر باشد که سود ایجاد می کند، ویا استفاده حداکثر از دارائی های تجهیزاتی و به کاهش رساندن هزینه های سرمایه گذاری باشد، می توان با قاطعیت گفت که اجاره به مراتب مقرون به صرفه تر از خرید است.»

چه میزان با موسسات وام اجاره آشنا هستید؟

Do you know any leasing Company other than Banks?

تعجب نکنید اگر جواب این سئوال راندارید. چرا؟ زیرا این موسسات به مانند بانکها دارای شعبات گسترده نیستند و برای عموم مشخص نمی باشند، لذا اجازه دهید وجود این گونه شرکتها را به تمام فارسی زبانان اعلام کنیم و به عرضتان برسانیم که هر زمان که اقدام به خرید هرگونه تجهیزاتی می نمایید آگاه باشید که شرکت های متعددی وجود دارند که حاضر می باشند تا این تجهیزات را از طریق اجاره به شما واگذار کنند.

ممکن است بانک شما همیشه آماده وام دادن برای (Lease) اجاره های شما باشد، اما جامعه فارسی زبان لازم است که بدانند شرایط بانک های کانادایی برای وام های اجاره بسیار غیر منصفانه است و چنانچه از آن آگاه باشید و فرصت خواندن قراردادهای آنها را داشته باشید، بی اختیار به یاد قرارداد ترکمان چای می افتید.

اجازه دهید فرق بین بانکها و موسسات مالی را در هنگام اجاره (Lease) باز کنیم، تا یک بار برای همیشه فارسی زبانان عزیز متوجه شوند که در زیر نوشته های قراردادهای وام و اعتبار بانکی که روزانه امضاء می کنیم، چه مطالبی نهفته است:

هنگامیکه مدیران صنعتی و تجاری اقدام به اجاره (Lease) تجهیزات سنگین می کنند، هزینه تمام شده معمولا بیش از مبلغ اولیه اعلام شده می باشد، زیرا هزینه های حمل و نقل و نصب و راه اندازی و حتی آموزش را در بر می گیرد.

حال چنانچه مدیران مزبور بخواهند اقدام به اجاره را از طریق بانک خود انجام دهند، شاید بیش از 80% از هزینه اولیه تجهیزات را می توانند دریافت کنند و بقیه را می باید از محل وجوه نقد شرکت خود بپردازند. در حالیکه اگر بخواهند این تجهیزات را از طریق موسسات مالی غیر بانکی تأمین کنند، خواهند توانست معادل صد درصد هزینه تجهیرات بعلاوه هزینه های جنبی (حمل و نقل و نصب و راه اندازی) را نیز دریافت کنند. اجاره تجهیزات از شبکه غیر بانکی تفاوت های فاحش دیگر با بانکها دارد که ذیلا در خصوص آنها صحبت خواهیم نمود. شرکتهای اجاره دهنده نیاز به پیش پرداخت ندارند و معمولا پرداخت قسط اول و آخر جزو شرایط آنهاست و مدیران نیازی به پیش پرداخت ندارند. در پایان مدت اجاره نیز، مدیران تجهیزات را بدون هیچ تعهدی بر می گردانند و چنانچه بخواهند می توانند تجهیزات مدرن تری را جایگزین تجهیزات کهنه نمایند. مبالغ ماهیانه اجاره نیز بعنوان هزینه اجاره در شبکه مالیاتی قابل قبول است، حال آنکه چنانچه این تجهیزات خریداری شده بود، استهلاک هزینه های آن در واقع حدود دو برابر زمان نیاز خواهد داشت.

نرخ پرایم بانکها واقعی نیست You might start with prime

برای آنها که در زمینه های مالی اطلاعاتی دارند، تفاوت نرخ اسمی با نرخ مؤثرو واقعی کاملا اشکار و قابل محاسبه است. اجازه بدهید کمی بیشتر در این زمینه توضیح دهیم.

فرض کنید که در هنگام درخواست وجه به منظور اجاره تجهیزات مورد نیاز خود به بانک مراجعه می کنید و درخواست وجه می نمایید، اگر قیمت تجهیزات 100 واحد باشد، بانک حاضر به اجاره تمام وجه نیست، اما فرض کنیم که وجه قابل خرید تجهیزات را به شما ، آماده است با نرخ Prime بعلاوه 1.5% پرداخت نماید. امروز این نرخ را 4درصد می توان فرض نمود. اما هم زمان بانک از شما خواهد خواست که به میزان 20 درصد وجه تجهیزات در حساب بانکی شما وجه نقد بوده و تازمانی که بازپرداخت وام انجام نشده باشد، این مبلغ بعنوان تضمین درحساب می ماند. در واقع معنی این شرط ، بلوکه شدن 20 درصد از وجه تجهیزات در حساب شرکت است که می توان گفت که بانک 80 درصد از وجه را تأمین نموده است و می خواهد برای 100 درصد تجهیزات 4 درصد بهره بگیرد. برای یک مدیر تجاری بلوکه شدن 20 درصد از وجه تجهیزات در حساب تصمیم عاقلانه و اقتصادی نیست. لذا ملاحظه می کنید که نرخ موثربسیار بیش از 4درصد است که در ابتدا به شما گفته می شود.

متاسفانه برداشتی که بسیاری از ما از "بانک" داریم ناشی از به تجربه و مفهوم بانک در کشورخودمان است. در حالیکه نظام و سیستم بانکی کشورها با یکدیگر متفاوت میباشند و قواعد و قوانین آنها نیز با یکدیگر فرق دارند. در ایران بانکها در قالبی کلان و دولتی عمل می کنند و نقش آنان تسهیل مسائل پولی و مالی و خدماتی معاملاتی است و چندان تحت فشار برای ایجاد سود و منفعت نیستند. در حالیکه بانکهای غرب و از جمله کانادا، بسیار "سودجو" بوده و خدمات آنها همگی دارای هزینه است که به صورت آشکار و پنهان در حساب های بانکی ما مشاهده می شوند.

هرزمان که به بانک می روید و جهت گشایش حساب و یا عقد قراردادی با بانک معامله می کنید، اوراق زیادی را امضاء می کنید که اولا حجم فوق العاده داشته و ثانیا به اندازه های بسیار ریز نگاشته شده اند (Fine Print) . اگرروزی فرصت کنید و این اوراق را مطالعه نمایید، در خواهید یافت که در واقع تمام حقوق و حسابهای شما در بانک، ضامن عملیات مالی و بدهی های شما در آن بانک است.

بحث اساسی آن است که بانکها محل خوبی برای پس انداز و بده و بستان های مالی هستند. اما آنها توانسته اند از این خدمات ضروری خود استفاده ابزاری نموده و محصولات سرمایه گذاری و وام را هم به خدمات خود اضافه نمایند که بعضا بسیار غیر منصفانه و پول محور بوده و درصورت بروز مشکل از ناحیه مشتری، دستی بسیار باز برای برخورد با او دارند، زیرا که مشتری در سنوات و دفعات مختلف اسنادی را نزد بانک امضاء نموده است که مجموعه دارایی های او را نزد آن بانک ، به هم مرتبط می سازد.

اجازه می خواهم که در سطور ذیل فرق بین وام اجاره (Lease) از موسسات مالی را با اجاره از بانکها بیشتر تشریح کنم:

الف ) خطوط اعتباری (Line of Credits) دارای نرخ متغیر هستند و برای مدیران پیش بینی پرداخت های آینده را مواجه با اشکال می کنند، در حالیکه موسسسات مالی هنگام اعطاء Lease برای تجهیزات، نرخ ثابتی را از همان ابتدا مشخص نموده و این نرخ تا پایان مورد اجاره ثابت می ماند.

ب) اخذ هر گونه وام و یا اعتبار از بانک در پرونده اعتباری افراد حقوقی و حقیقی ثبت می شودو قدرت نقدینگی و میزان اعتبارات در دسترس را کاهش میدهد . اما هنگامیکه از طریق موسسات غیر بانکی اقدام به تجهیز محل کار و کارگاه تولیدی وغیره می شود و وجه برای اجاره تجهیزات گرفته می شود، این بدهی در سیستم و پرونده اعتباری افراد ثبت نمی شود “Non Reporting” و در واقع یک منبع تأمین مالی وجود دارد که تجهیز محل کار و تولید و تجارت را انجام می دهد . بدون آنکه آثار این اجاره و قرض. گزارش شود و در پرونده اعتباری ما درج گردد. این یک صندوق وجه کمتر شناخته شده توسط جامعه فارسی زبانان است، زیرا چنین نهادهایی در ایران به صورت رسمی و قانونی وجود ندارند و شناخته شده نیستند.

ج ) هنگامیکه یک بانک خط اعتباری به مشتری خود می دهد، قرارداد اعتباری که مشتری امضاء می کند به گونه ای نوشته شده که این خط اعتباری را تبدیل به "وام" می نماید، بدون آنکه مشتری چندان به مسئله مزبور توجه اش جلب شود.

بانک در شرایط اطمینان از وضعیت مشتری، خط اعتباری را اعطاء می کند اما بر اساس قرارداد مزبور این اعتبار هر دوازده ماه یکبار ارزیابی مجدد می شود و درصورتیکه شرایط مالی مشتری تغییر کند، بانک این حق را برای خود محفوظ می دارد که بتواند اعتبار شما را مسدود کند و وجوه برداشت شده از اعتبار را به طور کلی مطالبه نماید.

د ) هنگامیکه درخواست وام برای خرید تجهیزات از بانک ها صورت می گیرد، معمولا بانک از مشتری می خواهد که پیش پرداختی معادل 25-15 درصد هزینه اصلی تجهیزات را تقبل کند، حال آنکه موسسات مالی غیر بانکی، نه تنها تمام قیمت تجهیزات را وام اجاره می دهند، بلکه هزینه های حمل و نقل و نصب واگذاری را نیز پرداخت می نمایند و درواقع 110 درصد مبلغ اولیه تجهیزات را وام می دهند.

ه ) بانکها معمولا به لیست مشخصی از تجهیزات فیزیکی وام می دهند، در حالیکه موسسات غیر بانکی در واقع به هر دارایی که از نظر عقلانی قابل اجاره (Lease) باشد، وام اجاره می دهند، وحتی بسیاری از نرم افزارها را نیز حاضر به پرداخت وام اجاره میباشند. علاوه بر آن بسیاری از بانکها حاضر به پرداخت وام برای اجاره تجهیزات دست دوم نیستند، در حالیلکه موسسات مالی غیر بانکی از چنین امکاناتی برخوردار هستند و تجهیزاتی که عمرمفید آنان مستهلک نشده باشد، نیز وام اجاره تا 110درصد مبلغ خرید را پرداخت می کنند.

و ) از آنجا که هدف هر بانک در دنیای سرمایه داری افزایش حداکثر سود است، لذا تلاش می کند تا بتدریج اداره مالی واعتبار تمام دارایی های شما را بر عهده بگیرد و در واقع شما را نیز VIP خطاب کند. این یک سرویس بسیار قابل تحسین است و انسان از سرویس خوب لذت می برد، اما نوع ریز نویس اکثر قراردادهای بانک به گونه است که نظارت بر تمام دارایی های شما داشته و به نوعی عملیات و تصمیمات مالی شما را تحت مراقبت دارد، لذا اخذ هر گونه وام و اعتبار از بانک شما قائم به آن اعتبار و وام نیست بلکه بصورت مستقیم و غیر مستقیم تمام دارایی های شما نزد آن بانک در گروی تمام اعتبارات و وام هایی است که تا کنون به شما اعطاء شده است.

به بیان دیگر مجموع دارایی های مشتری نزد یک بانک ضامن تعهدات مالی او به بانک است، حتی اگر موضوع تعهدات و اعتبارات ارتباطی با حساب های پس انداز جاری نداشته باشد.

از طرف دیگر موسسات مالی غیر بانکی هستند که هنگام اجاره تجهیزات تنها گروی آنها خود تجهیزات است و مجموعه دارایی های شخص حقیقی و یا حقوقی در گیر این اجاره نیست.

ز) هنگامیکه برای اجاره تجهیزات محل کار از بانکها وام گرفته می شود، بانکها شرایطی را در قرارداد وام می گذارند که قدرت مانور مدیران را کاهش می دهد. به عنوان مثال آنها از مشتری می خواهند که نسبت به ارائه گزارش های مالی ادواری و مالیاتی متعهد شود و همیشه سطح معینی از وجه نقد را در حسابهای خود نگه دارد. در واقع بانک بر عملیات شما نظارت دارد و سرمایه در گردش شما را برای کاهش ریسک خود محدود می کند. این شرایط همه به مشتری تحمیل گردند، زیرا او اطلاع از راهها و جایگزین های بانکی ندارد و به طور سنتی بانکها را صالح ترین محل داد و ستد مالی می داند. در حالیکه گر چه بانکها به مناسبت اعتبار خود صالح هستند و خوب عمل می کنند، اما موسسات مالی غیر بانکی معتبر نیز کوچکترین تفاوتی از نظر اخلاقی و صلاحیت با بانکها ندارند، بلکه در هنگام بروز مشکلات ، شنوایی و تحمل و شکیبایی بیشتر از بانکها نشان می دهند.

بانکها با اسم نرخ بهره پایین، هزینه سنگینی را در پرداخت وام به مشتریان خود تحمیل می کنند، اکثر مشتریان پس از آنکه موفق می شوند وام درخواستی را دریافت کنند، متوجه می شوند که هزینه سنگینی را برای این نرخ های پایین پرداخت کرده اند. محدودیت های مالی و عملیاتی، بلوکه شدن بخشی از سرمایه در حساب ها در گرو بودن سایردارایی های، ریسک نرخ متغیر، کاهش میزان اعتبار و نقدینگی به لحاظ نسبت بدهی در سیستم اعتباری افراد، همه و همه دلایلی هستند که مدیران دستگاههای تجاری و صنعتی و ادرای از کوچک و بزرگ ، حقیقی و حقوقی در دودهه گذشته از موسسات مالی غیر بانکی برای اجاره تجهیزات خود استفاده می کنند.

شما نیز چنانچه تصمیم به اجاره تجهیزات اداری و تجاری و صنعتی خود گرفتید و یا اینکه خواستید کسب و کاری را آغازکنید که نیاز به تجهیزات داشت و یا تجهیزات دست دوم آن نیاز به پرداخت داشت و بطور خلاصه به منظور اخذ هر گونه وام تجهیزاتی می توانید با بنده تماس حاصل فرمایید. اخذ وام تجهیزات از موسسات مالی غیر بانکی بخشی از خدمات این جانب است که مطمئنم مورد استقبال هموطنانم قرار خواهد گرفت.

با احترام - محمود گنابادی

متخصص وام های مسکونی، تجاری واجاره تجهیزات

Dominion Lending Centre

Tel.: 604-340-3270

Economy outlook for 2010, Eng. Oct. 2009


Economy outlook for 2010,

(a short note)


October 2009,

In my February report named” Hunting for Opportunities 3, I wrote that the economic recovery will start in 2009. I also wrote about the side effects and consequences of [the] excessive governmental intervention.

The world had the knowledge and the experience of the 1930s crisis, and they could stop the crisis through coordinated global efforts. However, I questioned if the world has the experience and the knowledge necessary to deal with the side effects of the varieties of stimuli implanted in [to] the economy system. Sooner or later inflation will kick in. Is the world ready to have it under control????

Here are the outlines of my new report regarding the global economy outlook in the next 12 months,
1. New financial and accounting rules are set to change the financial reporting systems and Derivative transactions in the world. Although, these rules and restrictions are being set up to create more transparency and control, but they might also be used as new tools to control the coming inflation.
2. The FED chairman is in favor of a weaker Dollar. He says the weaker the dollar, the faster they will get us out of recession.
3. The Financial statements of many companies and countries will be reevaluated
4. The world of currencies will be reviewed and the USD might not stand as the top world currency in the coming decade.
5. The new world economy will emerge with a strong monitoring system and some newly named currencies will come to play.
6. The era of “Low rate Policies” is ending. The world will gradually embrace a higher rate policy in the next decade. The rates are going up. The more the central banks hold it, the more percentage points they have to add to their future raises. Maybe these days are the best days to start investing in real estate with the current affordable prices and the lowest rates.

The full Report will be send to you in November. In the meantime, I would appreciate your comments or views over the next 12 months.
Best Regards
Mahmoud Gonabadi, Ph.D. , FCSI
Accredited Mortgage Professional
www.gonabadi@telus.net
604 340 3270

------------------------------------


Hunting for Opportunities, Financial Crisis, Part 3, Dec 2008

Hunting for opportunities شکار فرصتها

بخش سوم ( آخرین قسمت )

شناخت دارائیها و شکار آنان در 24 ماه آینده

December 12 , 2008

در دو نوشتار گذشته که طی ماههای فوریه و آوریل به چاپ رسید ، این طور عنوان شد که نظام مالی اعتباری

جهان غرب ، در اثر سوء مدیریت دستگاههای مالی و فقدان ضوابط و مقررات متناسب با سرعت رشد اعتبارات ،

و همچنین عدم نظارت کافی بر عملیات شرکتهای سرمایه گذاری و مالی ، به شدت آسیب دیده است و دیری نمی

گذرد که مقامات مسئول این کشورها اقدام به وضع مقررات جدید ساختار سیستم مالی خود می نمایند.عنوان شد

حجم و ارزش دارایی های جهان در طی سال گذشته به شدت متورم شده که ناشی از وجود نقدینگی در بازار و

حجم زیاد اعتبارات و وامهای اعطاء شده به مردم در 20 سال گذشته است.

از سال 1987 به بعد سیاست پائین نگه داشتن نرخ بهره و تشویق موسسات مالی به استفاده از سرمایه های خود ،

موجب شد که مردم پس اندازهای خود را که دیگر بهره ای مناسب دریافت نمی کردند ، به بازار سرمایه گذاری

روانه کنند و با استفاده از وامهای سهل الوصول سود خود را نیز افزایش دهند. لذا حاصل آن وجود ملتی مقروض

است که در ماههای آینده برای پرداخت بدهیهای خود ناچار خواهد بود دارایی های مازاد را به هر قیمتی که شده

است به فروش برساند که از این قبل ، فرصت خرید دارایی های بسیاری با 50% و بیشتر تخفیف در جهان غرب

فراهم خواهد آمد .

**********

و اعضاء صندوق “G7”همانطور که در بخش اول پیش بینی می شد ، کشورهای پیشرفته غرب موسوم به

بین المللی پول در نشستهای ادواری خود در روزهای 14 و 15 ماه آوریل بر لزوم بازنگری بر قوانین مالی و

اعتباری خود که از جنگ دوم جهانی به بعد تغییری ننموده است ، تائید کردند. مقرر شد که بانکهای مرکزی از

هستند ، ظرف مدت 100 روز سرمایه گذاریهای رسمی خود را تهیه و اعلام کنند.G7تمامی کشورهایی که عضو

از سالهای پس از بحران 1930 ، نظام اعتباری /خرید و فروش نسیه بتدریج توسعه یافت و استفاده از اهرمهای

مالی و اخذ وام برای بسیاری از شرکتها امری رایج شد ، زیرا وام گرفتن با نرخهای کمتر و استفاده از آن در

بازار سرمایه گذاریهای قطعا" سود آور ، اما بتدریج این بدهیها انباشته شد و پس از 80 سال بقدری زیاد شده است

که بازارهای پولی جهان به هراس افتاده اند و بی ثبات شده اند.

ناتوانی در باز پرداخت وام های مسکن ، توسط مردم ، بانکهای مرکزی را وادار کرد که خود وارد عمل شوند و

به منظور حفظ ثبات بازار و جلوگیری از تاثیر روانی وضعیت وام های مسکن ، نقش وام دهنده ای فعال را بر

عهده بگیرند.

دامنه مساعدت و کمک دولتهای غربی ، بالاخص آمریکا به شرکتها و موسسات مالی بانکی خود و به مردم در

سال گذشته بسیار وسیع و جدی بود و توانست به میزان زیادی از شدت نوسانات و بی ثباتی بکاهد. از طرف دیگر

بحران موجود موجب شد که در اجرای ضوابط پرداخت وام و ارزیابی ریسک دقت بیشتری به عمل آید و نهایتا"

از میزان ریسک پذیری موسسات مالی به میزان زیادی کاسته شود .لذا گرچه ممکن است در ماههای آینده از عمق

بحران مالی جهانی کمی کاسته شود و تا حدودی در سطح کلان کنترل شود ، اما مطمئنا" هر از گاهی شرکتها ی

دیگری به ورطۀ سقوط و کاهش ارزش می افتند و بحرانهای قطعی ایجاد می کنند که برای بسیاری از سرمایه

گذاران مطلع و هوشمند فرصت تلقی خواهد شد.

مسئله بسیار ساده است . امروز دارایی های جهان 150 تریلیون دلار قیمت دارند . اگر بازده این دارائی ها 3%

فرض شود ، در پایان سال 5/4 تریلیون دلار می باید به این قیمت اضافه شود . یعنی در پایان سال 2008 ، لازم

است دارائیهای جهان 5/154 تریلیون باشد. آیا فکر می کنید که رقم دارائیهای جهان در پایان 2008 چند خواهد

بود ؟

اهل نظر بر کاهش این ارزش اتفاق دارند ، اما به چه میران ، مسئله ای است که بستگی به بسیاری عوامل در

ماههای آینده دارد.

بهرحال تراز مالی بسیاری از کشورها دارای بدهیهای بسیار است و بسیاری از این دولتها مایلند این تراز را تجدید

ارزیابی کنند و ارزش دارائیهای غیر مولد خود خلاص شوند ، بدهیهای خود را کاهش دهند و به نقدینگی و پس

انداز خود بیفزایند.

این به معنی کاهش بیشتر درایی های مالی و فیزیکی در ماههای آینده است و مسلما" پیش بینی می شود که

دولتهای بدهکار غربی مثل آمریکا ، به گونه ای سرمایه گذاری در آمریکا را ترغیب و تسهیل خواهند نمود. هم

اکنون بسیاری از اروپائیها در فلوریدا و کالیفرنیا در حال شکار فرصت و خرید ملک و ساختمان هستند.

از خاطر نبریم ، در یک اقتصاد فعال ، چنانچه سرعت رشد ارزش دارائی ها از سرعت رشد تولید و درآمد پیش

گیرد ، طبقه پر درآمد غنی تر شده و طبقه متوسط و کم درآمد دچار مشکلات جدی می شود ، لذا دولتها وظیفه

دارند ، این عدم توازن را با سیاستهای خود اصلاح کنند . در سال 1987 ، سیاست اصلاحی آنان بر آن پایه قرار

گرفت که نرخهای بهره را پائین نگاهدارند تا همگان از بازارهای اعتباری استفاده کنند که این سیاست امروز نتایج

مخربی داشته است و ملتی مقروض را در آمریکا پدید آورده است . لذا امروزه بسیاری معتقدند که حرکت بیش از

حد دوست می تواند غیر مولد باشد و وضعیت ملت را از این هم که هست بدتر کند.

در جهان غرب و سیستمهای سرمایه داری ، داشتن ایده و دید خوب یک دارایی با ارزش است. در آمریکای شمالی

صنعتهای جذاب متعددی وجود دارند که هر یک به نوبه خود در سیکل های اقتصادی متفاوت بسیار خوب عمل

می کنند و سود آور است .

در میان 14 صنعت عمده کانادا که کشوری ثروتمند ، جمعیت کم و شرایط آب و هوای متفاوت است ، علاوه بر

صنعت زمین و ساختمان ، بخشهای دیگری وجود دارند که مانند زمین و ساختمان سودآور هستند.

جامعه فارسی زبان پرورش یافته در ایران ، بدرستی و به تبعیت از گذشتگان خود ، علاقه خاصی به سرمایه

گذاری در زمین و ساختمان دارد و همیشه از آن سود برده است . یکی از علل عمده علاقمندی ایرانی ها به این

بخش ، شفافی بازار قیمت زمین و ساختمان است . برای هر سرمایه گذار ایرانی چندان دشوار نیست که ملک

مورد خریداری خود را بدقت بازرسی و ارزیابی کند و خرید خوبی انجام دهد.اگر سرمایه گذار ایرانی با همین

اشراف و با همین دقت در هر صنعتی سرمایه گذاری نماید ، نتایج مشابهی را خواهد دید. اجازه دهید بیشتر

توضیح دهم .

هنگامیکه مشغول خرید یک خانه و یا زمین می شویم ، با اندکی تحقیق در می یابیم که ارزش آن چقدر است و در

مقایسه با محل و سایر خانه های اطراف در خرید و فروش دچار اشتباه نمی شویم و به تنهایی می توانیم تصمیم

درست بگیریم.اما سرمایه گذاری در سایر صنایع نیازمند تخصص بیشتری است بدون استفاده از متخصصان مالی

و سرمایه گذارای که در واقع بازار را بطور فعال زیر نظر دارند ، همیشه منجر به زیان می شود.

صنعت زمین و ساختمان در بلند مدت دارای ریسک چندانی نیست و طی چند سال گذشته بسیار خوب عمل کرده

است ، اما در جریان سیکل های اقتصادی ، مثل هر بازار دیگری مواجه به کندی و تندی می شود .اما اقتصادی

که رشد سالیانه آن 5/3% است ، نمی توان انتظار داشت که نرخ رشد دارایی فیزیکی سالیانه 20% باشد ، دیریا

زود این قیمتها تصحیح می شوند و یا در جریان کندی بازار بتدریج هضم می شوند. در شرایط فعلی این صنعت

دارای رکود نسبی است و شاید برای بسیاری فرصت خرید باشد ، اما سرمایه گذاران غرب ، در این دوران زمان

را از دست نمی دهند و منتظر بازگشت بازار زمین نیستند .آنها آگاهند که در چنین شرایطی ، بخشهای دیگر و

صنعتهای دیگری هستند که بسیار سود آور خواهند بود.صنعتهایی که در سال جاری و سالهای آینده هر یک

ارزشمند می باشند و سرمایه گذاری در آنان دارای سود هائی کلان است عبارتند از :

صنعت نفت ، آب ، اورانیوم ، طلا و نقره ، انواع انرژیهای جایگزین مثل انرژی خورشیدی ، اتانل ، اورانیوم و...

صنعتهای تکنولوژی ، وسایط نقلیه ، تولیدات صنعتی و از همه بیشتر صنعت مالی و بانکها در طی سال گذشته

بسیار صدمه دیده اند و دردرون هریک از آنها شرکتهایی یافت می شوند که ارزششان در 12 ماه آینده دو برابر

خواهد بود.

سرمایه گذاری در صنعت نفت ویا اورانیوم سرمایه گذاری می کند ، سهام شرکتی را خریده است که نفت و یا

اورانیوم استخراج می کند و به بازارهای جهانی می فروشد . هرکدام از شرکتهائی که دارای سهام هستند ، دارای

فعالیت اقتصادی هستند و خرید سهام آنان به منزله شراکت با آنان است . بازار سهام مفهوم کازینو ندارد و اگر با

این نگاه به آن توجه شود ، و بدون تخصص وارد آن شوید ، حتی از کازینو بدتر است . سرمایه گذاری در صنایع

براساس پیش بینی وضعیت جهانی از نظر اقتصادی ، جغرافیایی سیاسی انجام می شود و بلند مدت بوده و نیازمند

نگاهی روزانه است که بدون استفاده از متخصص سرمایه گذاری که بر آن نظارت روزمره داشته باشد به زیان

منتهی می شود.

از آنجا که امکان سرمایه گذاری در بخشهای تولیدی ، کشاورزی ، صنعتی ، معدنی و.... هرگز در ایران به

شکلی که در این دیار است مرسوم نبوده است ، طبیعی است که برای سرمایه گذاران هوشمند ایرانی تازگی دارد

و شاید به همین علت از آن اجتناب می شود. اما در جهان غرب ، غربی ها هم به آن آگاهی و اشراف ندارند ، لذا

از شرکتهای سرمایه گذاری و متخصصان در اداره سبد سهام و دارایی های خود استفاده می کنند. شما نیز می

توانید از طریق مشاوران و شرکتهای سرمایه گذاری در این بخش فعال شوید و سود خوبی در 24 ماه آینده حاصل

شود . اگر سبد سرمایه گذاریهای ما ترکیبی از دارایی های فیزیکی مثل ملک ، ساختمان ، طلا و نقره و دارائی

های مالی مثل سهام شرکتهای معتبر در بخش های دیگر اقتصاد باشد ، دارایی های این سبد در همه بخش هاسودآور خواهد بود و در ضمن آنکه قابلیت نقدینگی در این سبد همیشه امکان استفاده از فرصتها را فراهم می

آورد.

برخی دارایی های مالی مثل سهام شرکتهای بانکی و اعتباری در دو سال آینده افزایش ارزشی 100% را تجربه

خواهند کرد. و تعجب نکنید که رشد بسیاری از صنعتهای آمریکای شمالی در دو سال آینده از بخش زمین و

ساختمان به مراتب بیشتر باشد.

قیمت گذاری بر ملک و ساختمان دارای پیچیدگی و نوسانات روزانه نیست و لذا برای بسیاری از مردم ، ارزیابی

و شناخت ملک و ساختمان خوب و بد و تحقیق در خصوص آن چندان مشکل نیست ، اما پروسه انجام معامله نیاز

به محضر دارد و مقررات خاصی را دنبال می کند.

اما در بخش دارایی های کوچکتر مثل خرید طلا ، نقره ، سهام بانکها و شرکتهای مالی ، شناخت و ارزیابی و پیش

بینی قیمت طلا و نقره و سهام نیازمند تخصص بسیار پیچیده ایی است و حتما" باید با مشاور مطلع به سراغ آن

رفت.

سرمایه گذاری در طلا و نقره و اورانیوم ، نفت ، آب ، تکنولوژی از طریق شبکه های کامپیوتری و موسسات

سرمایه گذاری به سادگی میسر است ، اما انتخاب صحیح و استفاده از زمانهای مناسب و اطلاع از اتفاقات و

خبرهای اقتصادی روز مره برای ما به علت ضیق وقت میسر نیست ، در این بخش به متخصص نیاز است تا به

طور روزانه روند افزایش و کاهش ارزش دارائی ها نظارت داشته باشد.

در پایان ضمن توصیه موکد بر سرمایه گذاری محدود در بخشهای دیگر صنعتهای آمریکای شمالی با استفاده از

متخصصان سرمایه گذاری از شما تقاضا دارم که در صنعتهای نامبرده به تنهایی سرمایه گذاری ننمائید، " هرجا

که گنجی نهفته است ، ماری نیز در کمین است " متخصصان دارای شرایط و مجرب ، ضمن گذرانیدن سالیان

دراز در دانشگاه و مطالعه مسائل مالی و بازارهای سهام ، بطور روزمره به اقتصاد جهان توجه دارند و شرکتها

را به طور روزانه با استفاده از دانش خود مورد ارزیابی و مشاهده قرار می دهند ، اخبار و وقایع اقتصادی

روزانه را می شنوند و با تکیه به تقویم اقتصادی دولت و شرکتها پیشاپیش آمادگی برای مواجه با اخبار را دارا

هستند ، لذا به رفتار بازار تسلط دارند و در تبادل نوسانات آن عکس العمل لازم و کافی را نشان می دهند .

درحالیکه اگر حرفۀ ما چیز دیگری باشد ، به سادگی از اخبار و اطلاعات روزانۀ مربوط به خود غافل می شویم و

یا اگر خبر هم داشته باشیم ، تفسیر آن خبر و میزان تاثیر آن را بر بازار نخواهیم دانست . در غرب می توان با هر

مبلغی و به هر میزانی و در هر صنعتی سرمایه گذاری نمود ، حتی آنان که به خرید زمین و ساختمان علاقمند ند ،

نیز می توانند سهام شرکتهای فعال در صنعت زمین و ساختمان را داشته باشند.

سروران و دوستان محترم ،برداشت جامعۀ ما از سهام کمی متفاوت از ماهیت اصلی این بازار 200 ساله است.

کانادائی ها و آمریکائی ها از جامعۀ ما ریسک پذیرتر نیستند ، اما بسیاری از آنان از بازارهای سهام سود می برند

و فعالانه در آن مشارکت دارند.

برای سرمایه گذار آمریکای شمالی ، سرمایه گذاری در شرکتی که نفت استخراج می کند و یا طلا و نقره به جهان

می رساند ، و یا سوختهای فسیلی را تبدیل به BCصادر می کند و یا نفت آلبرتا را از طریق احداث خط لوله به

سوختهای خورشیدی می کند کمتر از سرمایه گذاری در زمین و ساختمان نیست.

او می داند که در صورتی از این بازارها سود می برد تخصصی را بکارگیرد و خود از آن اجتناب کند و

تخصص و مشغله خود را دنبال کند کلید موفقیت او در استفاده از متخصصان است ، چرا که او به پیچیدگی بازار

واقف است و می داند که برای استفاده از فرصتها باید سرمایه گذاری در بخش غیر ملک و ساختمان را از طریق

متخصص آگاه ، مطمئن و مجرب انجام دهد .

بی پیر شو به زندگانی هرچند که سکندر جهانی

چنانچه مایلید در این خصوص بیشتر صحبت کنیم لطفا" با بنده به شماره 7177-921-604 تماس حاصل نمائید.

با احترام محمود گنابادی